![]() |
![]() |
|
| ای عشق همه بهانه از توست**** من خاموشم این ترانه از توست |
|
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست *** گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي كه نبايد بروم حوصله اي نيست *** پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست *** گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست *** رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 11:31 توسط سیاهپوش تنهایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مي نويسم با چشماني پر از اشک ، اشک هايي از جنس غربت ، مي نويسم تا هرگز به
کسي که چشم هايش از جنس بي وفايي و قلبش از جنس سنگ است دل نبندد. به پروانه ها مي گويم هر سال بهار ، سراغ تو را از خورشيد بگيرند و به باد خواهم گفت تا بوي پيراهن تو را بياورد و به گل مي گويم تا هم صحبتي با گل را فراموش نکند : شايد اين شمع گم شده اي داشته باشد و شايد سوختنش در انتظارپروانه اي است که وقتي بيايد ، شمع ها ديگر نخواهند سوخت. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1384 |
|
RSS
|